يحيى دولت آبادى

52

حيات يحيى ( فارسى )

از جنگ آلمان كار مىكند معلوم مىشود آلمان ميخواهد همهمه صلح را بدهنها بيندازد گرچه به زبان اين مردم باشد اما انجام كار را بدست آنها نميخواهد و رشتهء اقتدار خويشرا بدست مخالفين خود نميسپارد خصوصا كه حادثهء انقلاب روسيه و پيشرفت قشون آلمان و گرفتن ريكا او را بر آن داشته كه در كار صلح عجالتا اقدامى نكند تا كار روسيه را ساخته قشون خود را از اين سرحد فراخ برداشته بر سر فرانسه و انگليس ريخته كار صلح را بر وفق دلخواه خود انجام داده باشد . بهرصورت كار كنفرانس سوسياليست در استكهلم مختل شده نمايندگان مختلف هم هركدام به وطن خود بازگشت نموده‌اند پس مقصدى كه من براى آن حركت كرده خود را به اين شهر رسانيده‌ام اكنون موضوعى ندارد در اينحال بايد يا از راهى كه آمده‌ام برگشته در استانبول يا در برلن و وين اقامت كنم و با به طرف ايران رهسپار گردم و يا در اين شهر مانده انتظار پيش‌آمد احوال را بكشم چون تصور ميكنم توقف اينمملكت به چند جهت براى من بهتر باشد لهذا توكل بر خدا كرده ميمانم و منتظر تقديرات الهى ميشوم و آن چند جهت اينست . اول تصور ميكنم هرقدر اقامت من در سوئد طول بكشد زودتر ميتوانم خود را بايران برسانم تا اينكه برگشته داخل ممالك جنگجو بگردم . دوم از ديدن احوال پريشان ممالك جنگجو طورى آزرده خاطر هستم كه دگر به اختيار نميخواهم خود را در آن حوزه بيندازم . سيم از بس از دست پاره‌ئى از هموطنان در اين سفر و مخصوصا در استانبول صدمهء روحانى خورده‌ام تصور ميكنم اقامت در مملكتى كه كمتر هموطن در آن باشد يا هيچ نباشد مرا تسلىدهندهء خاطر خواهد بود . راستى چقدر بر من ناگوار بود نوشتن اين چند كلمهء آخر اما چكنم نميتوانم به روى حقيقت پرده‌پوشى نمايم . چهارم استكهلم بواسطه بيطرف بودن اين دولت و بواسطه اينكه تنها راهى است كه از ايران باروپاى مركزى باز است براى ما ايرانيان اكنون اهميت دارد و هر كس از هركجا بيايد و برود بايد از اينجا بگذرد در صورتى كه نه يك مأمور ايرانى در